استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یک راه میانبر کارآمد برای رسیدن به مراتب بالای انسانی است. سکوی پرشی که ما را در کوتاهترین زمان به والاترین هدف، یعنی رسیدن به امام، مقام ایشان و معیت با ایشان میرساند. ما امتی هستیم که اماممان غایب است و این بی امامی ما را به انواع دردها و جراحتهای فردی و اجتماعی، روحی و جسمی مبتلا کرده است. دیگر هیچ راه علاجی هم برایمان نمانده است. حتی اگر خواص جامعه از نهضت استغاثه و دعای مضطرانه برای طلب منجی غافل باشند، ما نباید این فرصت استثنایی را از دست بدهیم و از آن محروم شویم. اگر میدانیم استغاثه به امام زمان (عج) یعنی چه، ولی هنوز مضطر نیستیم باید دلیل محرومیت از استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بشناسیم و تلاش کنیم این موانع را برطرف کنیم.
معجزههای بسیاری در طول تاریخ وجود داشته که خدا به استغاثههای حقیقی مردم پاسخ داده و راه نجاتی برایشان باز کرده است. قوم بنی اسرائیل به دلیل نافرمانی به 400 سال عذاب دور از دامن حجت خدا محکوم شدند. عذاب و ظلم فرعون چنان رنجی به آنها وارد کرد، که 40 روز مضطرانه به خدا پناه بردند و به درگاه او استغاثه کردند، تا خدا راه نجاتی برایشان باز کند. استغاثه و اضطرارشان چنان عاجزانه و خالصانه بود، که خدا 170 سال از عذاب آنها را بخشید و حضرت موسی را برای نجات آنها فرستاد. حال ما مردم آخرالزمان مثل قومیست، که آب حیات و دارویی شفابخش در اختیارشان است، اما آن را نمیشناسند و از آن نمینوشند، پس از معجزههای آن هم بینصیب میمانند.
دلایل محروم شدن از استغاثه به امام زمان (عج) کدامند؟
استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اکسیری است که مثل تونل زمان عمل میکند و ما را سالها جلو می اندازد. پس باید دلیل محروم شدن از استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را پیدا کنیم، تا ما هم به این اکسیر فوقالعاده برسیم و فرج اماممان محقق شود. در این راستا سؤالهایی مطرح میشود، که پاسخ آنها میتواند ما را به معرفت نسبت به خودمان و جایگاهمان در مقابل امام برساند و راه استغاثه را برایمان هموار کند. سؤالهایی مثل:
- ریشۀ باطنی دلایل محرومیت ما از استغاثه به امام زمان (عج) چیست؟
- چه اصول و قوانینی در عالم باعث محرومیت ما از استغاثه به امام میشود؟
- وجود چه رفتارها و عملکردهایی در زندگی باعث محروم شدن ما از استغاثه به امام زمان (عج) میشود؟
- راهکار برطرف کردن موانع رسیدن ما به مقام استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیست؟
اگر شما هم مشتاقید، با دانستن پاسخ این سؤالها قدمی برای شناخت دلایل محرومیت از استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بردارید، با ما همراه باشید.
شبیه نبودن قلب و عمل ما به امام
جدیترین دلیل محرومیت ما از استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، شبیه نبودن قلب و عمل ما به باطن قلب امام است. اگر دنبال پیدا کردن آسیبها و عواملی هستیم، که مانع رسیدن ما به استغاثه برای امام میشوند، بد نیست سری به قلبمان بزنیم و آن را بررسی کنیم. دلیل محرومیت از استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به چند دسته تقسیم میشوند:
1. نشناختن مقام امام و قدرتهای ایشان
اغلب ما امام را شخصی مهربان و دلسوز میدانیم، اما از نقش مدیریتی و هدایتگری ایشان در عالم بیخبریم. نمیدانیم ایشان قدرت حاکمیت و تربیت تمام عالم را دارند و قرار است مردم را تا مقام خلیفة اللهی و جانشینی خدا روی زمین رشد بدهند. اغلب ما از تعلق زمین و آسمان به ایشان بیخبریم و از اینکه ایشان به تمام شاهراههای زمین و آسمان آگاهند، غافلیم. نمیدانیم کلید تمام مشکلات و گرفتاریهای دنیا و آخرت ما در دستان ایشان است. همین نادانیها و کممعرفتیها نسبت به مقام امام و قدرتهای ایشان باعث شده احساس نیازی به ایشان نکنیم و ضرورت استغاثه به امام زمان را درک نکنیم.
2. سنخیت نداشتن قلب ما با امام
همانطور که برادههای آهن جذب آهنربا میشوند، هر جاذبه و کششی به اشتراکها و شباهتهایی بین دو طرف نیازمند است. کشش عاشق به سمت معشوق هم به دلیل وجود سنخیتهای بین آنهاست. اگر صفات اخلاقی ما و احوالات نفْس ما شباهت و سنخیتی با نفْس پاک و طاهر امام نداشته باشد، چطور ممکن است قلبمان جذب امام شود و برای ملحق شدن به امام اضطرار داشته باشد؟ در واقع سنخیت داشتن قلب ما با امام، یکی از شرایط و آداب استغاثه به امام زمان است.
فرزند سربه راهی که همواره تلاش کرده پوشش و رفتارش مثل مادرش باشد؛ اگر در این تقلید و شباهت کوتاهی کند، دچار عذاب وجدان می شود و از این عدم شباهت غصه میخورد. کسی که سعی کرده در زندگی این شباهت اخلاقی و رفتاری را با امامش پیدا کند، در صورت خطا و اشتباه احساس دوری و مصیبت میکند. چنین شخصی درک کرده که استعداد شباهت به امامش را دارد، اما به هر دلیلی دارد آن را تلف میکند. این شخص به شناخت و معرفت رسیده که مصیبت حقیقی آن است که چنین فرصت و استعدادی را بسوزاند. فرصتی که میتواند با شباهت اخلاقی، رفتاری و سبک زندگی به امام، ما را به مقام امام نزدیک کرده و سپس در دنیا، آخرت و ابدیت همراه و همنشین امام کند. اگر به دلیل خطا و اشتباه این سنخیت را از دست بدهیم، استغاثه راه بازگشت و جبران گذشته است.
3. اجرای حتمی قانون قضا و قدر در عالم
احتمالاً شما هم با قانون عمل و عکس العمل در فیزیک آشنا هستید. هر عمل و حرکتی در عالم، عکس العمل و واکنشی به دنبال دارد. قانون قضا و قدر همان قانون عمل و عکس العمل است که در فلسفه شمول بیشتری دارد. این قانون به ما میگوید، هر اتفاقی که برای ما میافتد، نتیجه و حاصل یک رفتار و عمل از ماست. مثل تصادفی که نتیجۀ بیدقتی و رعایت نکردن قوانین رانندگی است، یا بیماریای که در اثر عدم رعایت بهداشت یا تغذیۀ ناسالم پیش میآید.
اتفاقها و تقدیرات معنوی و انسانی هم، برای هر فرد، قضاهایی هستند که در نتیجۀ اعمال و قَدَرهای خود فرد برای او رقم میخورند. هر کدام از ما با رفتارها و کردارهایمان از خود اندازه و قَدَرهایی ارائه میکنیم، که قضاهای مختلفی برایمان به همراه دارد. پس عامل اصلیای که انسان را به حرکت وادار میکند و او را به استغاثه می اندازد، قیمت و اندازۀ قلب اوست. اندازه و قیمت قلب هرکس را هم افکار، نیتها، رفتار و عملکردی که از خود ارائه کرده، معین میکند.
عامل محرکی در قلب انسانها وجود دارد، که اگر این نیرو نباشد، انسان نه میتواند در راه خدا و دینش حرکت کند، نه میتواند خدمتی به اهل بیت (علیهم السلام) کند. این عامل «توفیق» نام دارد، همان نیروی قوی که انسان را وادار به حرکت و فعالیت در این راه میکند. یاد خدا و استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، چیزی نیست که با تصمیم انسان صورت بگیرد. در ماجرای ذکر خدا و اهل بیت (علیهم السلام) ابتدا مذکور یعنی خدا و اهل بیت (علیهم السلام) به یاد ما میافتند، سپس توفیق ذکر، یاد و استغاثه برای طلب آنها در دل ما ایجاد میشود. یاد خدا و اهل آسمان، جلوتر از یاد کردن ما از ایشان است. ما باید به خودمان و اعمالمان فکر کنیم و پاسخ این سوال را بیابیم که چرا توفیق استغاثه به امام زمان نصیبمان نمیشود؟
4. دوری و ارتباط نداشتن با امام
قلب انسان اهل انس است و به سرعت با همنشین خود مأنوس میشود. کافیست مدتی با کسی همنشین شود، با کسی همکلام شود، از خوبیهای کسی بسیار بشنود، تا به او علاقمند و مشتاق شود. احتمالاً شما هم عشاقی که مدتها با هم گفتگو میکنند و مدام وابستهتر میشوند را دیدهاید. کسی که دور از همسرش زندگی میکند و والدینی که از فرزندشان دورند، مفهوم دلتنگی، شوق، کشش و استغاثه برای وصال را بهتر میفهمند.
اگر ما مفهوم استغاثه برای امام را درک نمیکنیم، دلمان برای ایشان تنگ نمیشود، در دلمان شوقی برای طلب ایشان نیست، باید دلیل محرومیت از استغاثه به امام زمان را در میزان ارتباطمان با ایشان پیدا کنیم. در طول روز چند مرتبه به یاد ایشان میافتیم؟ یادشان چند بار از قلبمان میگذرد؟ روزانه چقدر با ایشان گفتگو میکنیم؟ اصلاً برای شادی و لبخند ایشان کاری میکنیم؟ واضح است که اگر ارتباطی مداوم و صمیمانه با ایشان برقرار نکنیم، برای داشتنشان به اضطرار و استغاثه هم نمیافتیم.
ناتوان بودن ما در مدیریت درست اولویتهای زندگی
وقتی دلیل محروم شدن از استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بررسی میکنیم، میبینیم اگر اولویتبندی درستی در زندگی داشته باشیم، از این اکسیر سعادت محروم نمیشویم. اولویتهای ما در زندگی، قیمت ما را مشخص میکنند. برای مثال اگر اولویت کسی شغلش باشد، ارزش او شغل اوست. اگر اولویت کسی خانوادهاش باشد، قیمتش خانوادۀ اوست. اگر اولویت کسی دین خدا و امامش باشد، قیمت او به قدر تمام عالم است. این ناتوانی در اولویتبندی و مدیریت اولویتها را در دو دسته بررسی میکنیم:
1. مدیریت نادرست اولویتها و مهندسی نادرست معشوقها
هر چیزی در عالم که ما آن را دوست داریم و به هرشکلی به آن وابستهایم، در دل ما جایی برای خودش باز میکند و معشوق ما میشود. فرقی نمیکند این محبوب ما چه چیزی است، از انسانها و موجودات زنده تا اجسام بیجان میتوانند محبوب مورد علاقۀ ما باشند. ما به میزان علاقه و جایگاه این محبوبها در قلبمان برای داشتنشان تلاش میکنیم، برایشان وقت صرف میکنیم و برای آنها اولویت تعیین میکنیم. معشوقهای ما میتوانند بالاترین موجودات هستی مثل خدا، امام و حتی انسانیت خود ما باشند، یا میتوانند خانواده، همسر، فرزند، ثروت، وسایل مورد علاقهمان، خوراکیهای لذیذ، خواب و یا هر چیز دیگری باشند.
در بررسی دلیل محرومیت از استغاثه به امام زمان (عج) میبینیم، کسی میتواند به مقام استغاثه برای امام، حضور در خیمۀ امام و مقام معیت با ایشان برسد، که اولویتهای زندگیاش را درست مهندسی کرده باشد. مثل زهیر بن قین که مسیر اولویتهای زندگیاش بعد از ملاقات با امام حسین (علیه السلام) تغییر کرد و تمام برنامه ریزیهایش را بر اساس حضور در خیمۀ امام زمانش تنظیم کرد.
فهم اولویتها و پذیرش آنها مهمترین نکتهای است که انسان را به مقام استغاثه و مقام محمود میرساند. از مهمترین دلایل محرومیت از استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن است که ما به اولویتبندی صحیحی در برنامههای روزمرۀ زندگیمان نرسیدهایم؛ شاید هم رتبهبندی درست اولویتها را نمیشناسیم. قرآن این ابهام را برای ما روشن کرده و معما را حل کرده است. در قرآن آمده است که اگر سه معشوق الله، اهل بیت (علیهم السلام) و جهاد در راه خدا را بر 8 معشوق دیگر مثل پدر و مادر، همسر و فرزند، ثروت، شغل و مسکن اولویت بدهی، مسابقه را بردهای و به مقام مقربین میرسی. [1] پس اگر از استغاثه محرومیم، ساعاتی با خودمان خلوت کنیم و به چینش اولویتهایمان در زندگی سری بزنیم، برنامهریزیهایمان را مرور کنیم و به اولویتبندی درستی برسیم.
2. محبت سطحی به امام و مودت نداشتن ما
ما اغلب اوقات به محبتی سطحی و زبانی نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) قانعیم. غالباً به جشن و عزاداری در هیئتها و روضهها بسنده میکنیم و خیال خودمان را با توزیع نذریهای مکرر راحت میکنیم. این اعمال مقدس و ارزشمند، صرفاً نشانۀ محبت ما نسبت به این خاندان است. قرنهاست مردم در محبت نسبت به این خاندان متوقف شدهاند و فراموش کردهاند که این خاندان از ما مودت میخواهند، نه محبت. اگر قرار بود محبت شیعیان برای مکتب شیعه نتیجهای داشته باشد، قرنها پیش منجی ظهور کرده بود و حکومت متخصصترین انسان معصوم در عالم برپا شده بود. موضوعی که قرنها اهل بیت (علیهم السلام) از آن رنج بردهاند و منجر به مظلومیت، شهادت، تبعید و آوارگی اهل بیت (علیهم السلام) شده، مودت نداشتن شیعیان بوده است.
مودت همان محبت عمیق است، که از حرف و کلام، از اظهار علاقه و ابراز عشق ظاهری فراتر رفته و به وادی اثبات عملی و رفتاری آن عشق و محبت رسیده است. محبت صرف نمیتواند عاقبت ما را به همراهی با امام ختم کند. مثل ابن ملجم، زبیر و هزاران ملعون دیگر در تاریخ، که عاشق امام بودند، اما عاقبتشان به امامکُشی رسید. اهل مودت کسانی هستند که سبک زندگی، افکار، رفتار، ارتباطات، نیات، استعدادها، وقت و داراییهایشان را در خدمت امام و مسیر ایشان در میآورند. عاقبت اهل مودت به معیت و همراهی ایشان در خیمۀ امام میرسد.
پس استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مسئلهای نیست که با حرف و سخن به ثمر برسد. رسیدن به مقام استغاثه، تلاش و زحمتهای بسیاری میطلبد. از جمله کارهایی که به ما در این زمینه کمک میکند اقامه نماز استغاثه به امام زمان است. بررسی دلیل محرومیت از استغاثه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به ما نشان میدهد، تا زمانی که مانعهای قلبی و عملی بین ما و امام برداشته نشود، نمیتوانیم به این مقام برسیم.
[1] بگو: «اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفه شما و اموالی که به دست آوردهاید، و تجارتی که از کساد شدنش میترسید، و خانههایی که به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است، در انتظار باشید که خداوند عذابش را بر شما نازل کند؛ و خداوند جمعیّت نافرمانبردار را هدایت نمیکند! (قرآن کریم، سوره توبه، آیه 24)
در صورتی که تمایل دارید محتوای ارائه شده در این مقاله را در کلام سایر اساتید و بزرگان حوزهٔ معارف مهدوی مشاهده و مطالعه نمایید؛ میتوانید از طریق کلیک کردن روی بخشهای مختلف فرم زیر، به منابع همارز با قسمتهای مختلف مقاله، دسترسی داشته باشید.





