منابع محتوایی برای استغاثه

چرا استغاثه تنها راهکار رسیدن به ظهور است؟

اینها سوالاتی است که در برخورد با واژۀ استغاثه عموما در ذهن‌ها شکل می‌گیرد و در کنار این سوالات شبهات دیگری هم وجود دارد که استغاثه را انتظار منفعلانه معنا کرده و به طور کلی انجام آن را برای تحقق ظهور مردود می‌داند.

اما به راستی پاسخ این سوالات را چیست و چگونه می‌تان جوابی منطقی و متقن برای آنها یافت؟

حقیقت این است که درک چیستی و ضرورت استغاثه نیازمند شناخت کاملی از ساختار نفس است که معمولا در میان ما وجود ندارد. ما خودمان را بر اساس تعاریف رایج زن یا مردی می‌دانیم که رشد کرده، تحصیل کرده، ازدواج می‌کند و در اجتماع شغل و جایگاه مشخصی دارد. بر اساس این تعریف ضروروت ظهور و حضور امام متخصص و معصوم هم برای انسان تعریف و معنایی حقیقی ندارد تا چه رسد به ضرورت استغاثه برای طلب امام. اگر خودمان را به‌عنوان یک انسان درست نشناسیم، ضرورت و عمق اهمیت حاکمیت معصوم هرگز برایمان مشخص نخواهد شد و درنتیجه هرگز اهمیت و ضرروت استغاثه را درک نخواهیم کرد.

مقاله پیش روی شما با هدف تبیین مسیر حرکت از خودشناسی تا استغاثه تنظیم شده است. ساختار مقاله بر اساس سرفصل‌هایی تنظیم شده که هر یک از آن‌ها می‌توانند موضوع جلسات تبلیغی متعددی قرار بگیرند. در هر بخش از متن پیش‌رو پس از ارائه توصیفی مختصر از موضوع سرفصل، منابع محتوایی برای مطالعه و بررسی بیشتر قرار گرفته که با مراجعه به هر کدام می‌توانید خوراک فکری کافی را برای ارائه مبحث به مخاطبین خود دراختیار داشته باشید. توجه داشته باشید که مباحث به‌صورت سلسله‌وار و خلاصه بیان می‌شود و برای فهم کامل مطالب استفاده از منابع محتوایی ارائه شده، لازم خواهد بود.

دسته اول: شناخت خود و امام

1. شناساندن رابطه انسان و امام ( امام شناسی از دریچه انسان شناسی) / شناساندن مراتب حقیقی و حقوقی

تمامی نظام خلقت بر اساس ساختاری ریاضی آفریده شده است و انسان به‌عنوان نقطه مرکزی آفرینش از این قاعده مستثنی نیست. این ریاضیات هم از نفس انسان سرچشمه گرفته و هم بر نفس انسان مترتب است؛ درنتیجه شناخت فرمول‌ها و قواعد به‌کاررفته در آفرینش جهان برای انسان واجب است. ذات ریاضیات بر پایه اعداد، فرمول‌ها و قواعد بنا شده؛ درنتیجه شناخت قدر و اندازه حقیقی انسان در نظام خلقت، اولین نیاز هر انسانی است که می‌خواهد خود را به‌درستی شناخته و جایگاه خود در نظام خلقت را به‌درستی ادراک کند‌. وجود انسان حد و اندازه ریاضی مخصوص به خود را دارد که به 5 بخش تقسیم می‌شو.:

۱. حد جسم و بدن که ویژگی‌هایی مانند حجم، وزن، شکل و ساختار کلی بدن را دربرمی‌گیرد. به سبب این ویژگی، انسان عاشق و مجذوب جماداتی مانند ثروت است.

۲. حد کمالات گیاهی که ویژگی‌هایی مانند رشد، تغذیه، تولیدمثل و ... را دربرمی‌گیرد و براساس این ویژگی‌ها، انسان مجذوب کمالاتی مانند قدرت بدنی، زیبایی، فرزندآوری و ... است.

۳. حد کمالات حیوانی که براساس وجود آن‌ها، انسان شیفته تشکیل خانواده، قدرت، شهوت، غضب، مقام، خدمت به هم‌نوع و غیرهم‌نوع است. در محدوده این ۳ گروه از کمالات، انسان با حیوانات مشترک بوده و نهایت رشد او در این محدوده هم تبدیل شدن به حیوانی موفق و مبادی آداب اجتماعی است. انسان حتی اگر فردی دیندار باشد اما خود را با ویژگی‌ها و کمالات این سه محدوده تعریف کند در نهایت به حیوانی مذهبی تبدیل می‌شود.  

۴. حد کمالات عقلانی که براساس آن، انسان به‌دنبال کسب علوم، کشف فرمول‌ها و سردرآوردن از قواعد جهان است. فرشتگان هم در همین محدوده از وجود معنا می‌شوند. عقل به عنوان وسیلۀ تمیز میان درست و نادرست و ابزار کشف قواعد ممکن است تحت تاثیر قوۀ واهمه و میل انسان به کمالات حیوانی قرار گرفته و کارایی خود را در تشخیص درست و نادرست، از دست بدهد.

۵. کمالات انسانی که به‌واسطه دمیده شدن روح خدا در انسان وجود دارد و شامل میل و طلب بینهایت شدن است. نفرت از محدودیت و تمایل انسان به کسب کمالات بینهایت، مشخصه بعد انسانی وجود است و قابلیت تربیت نامحدود انسان هم از همینجا سرچشمه می‌گیرد. انسان تنها در این بخش از وجود است که با سایر موجودات متمایز و متفاوت بوده و میتوان به او نام انسان را اطلاق کرد. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات و موانع پیش‌روی انسان هم حاصل عدم‌درک بخش بینهایت‌طلب وجود اوست.

انسان بینهایت‌طلب زمانی که وجود خود را به‌درستی نشناخته و درک نمی‌کند، میل بینهایت‌طلبی خود را به کمالات چهارگانه پائینی معطوف کرده و از آنجایی که این کمالات قابلیت ذاتا بینهایت بودن را ندارند، درنتیجه انسان با سرخوردگی، ناامیدی، ناتوانی و یأس روبه‌رو می‌شود.

گرچه تمامی انسان‌ها این بخش جاودانه را در وجود خود دارند، اما بسته به اینکه تا چه میزان بینهایت‌طلبی خود را باور داشته و این میل را به کمالات بینهایت و مصداق درست آن معطوف می‌کنند، به شئون متفاوتی تعلق می‌گیرند. برای مثال انسانی که تمامی میل بینهایت‌طلب خود را به کسب کمالات جمادی یا علمی معطوف کرده، هرگز نمی‌تواند معنا و قیمت انسانی داشته باشد؛ به عبارت دیگر معنای حقیقی وجود هر فرد را آرزوها و آرمان‌های او مشخص میکنند و آرزوهای ما، اله یا معشوق‌های ما هستند؛ زیرا آرزوها، موتور حرکت قلب ما و معنابخش تمامی کنش‌ها و واکنش‌های ما هستند. البته تنها اله و معشوقی که قابلیت پر کردن و سیر کردن حقیقی وجود انسان را دارد، معشوق بینهایت یا همان الله است. درنتیجه معنای گزارۀ لا اله الا الله را میتوان از همینجا درک کرد. تنها اله کافی و حقیقی برای انسان الله یا همان معشوق و آرزوی بخش انسانی وجود ماست؛ زیرا الله یگانه موجود بینهایت جهان هستی است، که سرچشمه تمام کمالات و منشاء تمامی انواع هستی است.

پس انسان ذاتا عاشق خداست حتی اگر خود بر این حقیقت وقوف نداشته باشد. این معشوق بینهایت که سازندۀ انسان است، از خلقت او هدفی مدنظر داشته که همان رشد انسانی و بینهایت شدن است؛ یعنی کسب کمالات بینهایت برای بینهایت شدن یا به‌عبارتی شبیه شدن به خدا. خدا هدف خلقت انسان را عبودیت معنا کرده؛ عبودیت به معنای اطاعت بی‌چون و چرا برای تبدیل شدن عبد به معبود است. به عبارت دیگر خداوند که رب انسان است، قصد تربیت انسان را برای تبدیل شدن به مربی و کسب کمالات مربی دارد.

اما شبیه شدن به خدایی که بینهایت است و صورتی مادی ندارد، برای انسان مادی ممکن نیست مگر اینکه صورت و الگویی از او داشته باشد، الگویی که تمامی کمالات بینهایت را به صورت بالفعل داشته باشد و از خود بروز بدهد تا انسان با  تبعیت و اطاعت از او صفات بینهایت را کسب کرده و خود هم به بینهایت تبدیل شود. این الگوی کامل و نمونه اعلی را خدا در اختیار انسان گذاشته و از او خواسته که با تبعیت از این مربی معصوم و متخصص، به مقام مربی خود دست پیدا کند، مقامی که همان مقام خداگونگی یا به‌عبارتی خلیفگی خدا بر زمین است. پس پیش‌شرط رشد انسانی، تبعیت از مربی و مسیری است که خدا  معرفی کرده. این مربی معصوم و متخصص را ما با نام اهل‌بیت (علیهم‌السلام) می‌شناسیم. اهل‌بیت (علیهم‌السلام) اولین آفریده خدا و تجلی تمام صفات بینهایت او هستند و خداوند در قرآن به آفرینش و آموزش آنان پیش از آفرینش انسان اشاره کرده است. «الرَّحْمَٰنُ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ، خَلَقَ الْإِنْسَانَ» تعلیم قرآن پیش از آفرینش انسان به همین متخصصان معصوم و مثل اعلای آفرینش صورت گرفته است. ایشان (علیهم‌السلام) همان متخصصانی هستند که خداوند به‌واسطه رحمانیت خود، برای پرورش انسان آفریده و مسیر رشد و تعالی انسان را نیز به آنان آموخته است تا انسان به محض آفریده شدن، توانایی و امکان بینهایت شدن را داشته باشد.

پس همه ما حاصل آفرینش اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بوده و با این وجودهای نورانی نوع رابطۀ وجودی داریم؛ رابطۀ حقوقی که همان رابطۀ مربی و متربی است و رابطۀ حقیقی که حاصل آفرینش ما از وجود آنان است و درواقع همه ما فرزندان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) هستیم و برای رشد، نیازمند فهم این رابطه‌ایم.

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

صوت و ویدئو:

منابع:

2. ریشه یابی بحران‌های جهان در تاریخ غیبت و دشمن‌شناسی تاریخی (تمرکز بر یهود و صهیونیسم)

تمامی بحران‌هایی که انسان را در طول تاریخ حیاتش بر زمین آزرده است، حاصل نافهمی در درک حقیقت وجود خود و درک رابطه میان انسان و امام انسان است. ما خودمان را به‌درستی معنا نمی‌کنیم و درنتیجه در محدودۀ کمالات حیوانی و عقلانی باقی مانده و به سبب دریافت نکردن غذای فوق‌عقلانی و انسانی، همیشه احساس کمبود و ناآرامی داریم. ازطرفی خود را نمی‌شناسیم و معنای حیات خود را به‌درستی درک نمی‌کنیم، درنتیجه زیر بار اطاعت از مربی هم نمی‌رویم و همواره با خودمان در تقابل و کشاکش هستیم.

این بحران که بزرگ‌ترین بحران انسان در تمام تاریخ است، نتیجه‌ای جز فجایع انسانی، جنگ‌ها، غارت‌ها و استبدادها تاریخ نداشته است. انسان هیچ‌گاه نتوانسته مهم‌ترین نیاز وجودی خود را که کسب تعادل و رشد انسانی است، برطرف کند و بدون شکوفایی‌ استعدادهای جاودانه‌اش به سرای بعدی متولد شده است. مانند کودکی که از رحم مادر به دنیا متولد شده اما ابزار لازم برای زندگی در دنیا را کسب نکرده است؛ یعنی چشم و گوش و قلب و مغزی برای حیات دنیایی خود فراهم نکرده و درنتیجه حتی اگر قادر باشد در زمین زندگی کند، سراسر زندگی‌اش را در رنج و سختی می‌گذارند. ما هم بدون پرورش تحت تربیت امام و متخصص معصوم بدون شکوفایی استعدادهای انسانی و اندام‌زایی آخرتی به سرای جاویدان آخرت متولد شده و دنیا و آخرت خود را از دست می‌دهیم.

غیبت امام معصوم یعنی نبودن مربی انسانی و نبود امکان رشد حقیقی برای انسان، بزرگترین خسران، بزرگ‌ترین مشکل انسان و عامل تمامی مشکلات دیگر اوست. طبیعت گرایی افراطی که حاصل حمکفرمایی نحله‌های فکری و فلسفه‌های ضد خداست انسان را تنها در ساحت جسم معنا می‌کند و این نوع نگاه به انسان سبب انحطاط فکری و اخلاقی امروز جهان است. صهیونیست، لیبرالیسم و داروینیسم سه ضلع مثلث شومی هستند که با هدف سلطه و غلبه بر تمامی جهان ایجاد شده و به دنبال تکمیل پازل شیطان در جنگ میان حق و باطل بوده‌اند.

جنگی که از نخستین روز حیات انسان حضرت آدم علیه السلام بر روی زمین آغاز شده و همواره در جهت حذف حاکمیت متخصص معصوم در زمین کوشیده است . لشکر پیش قراول سپاه شیطان در طول تاریخ نام‌های زیادی داشته اما اگر خط سیر این نبرد را از ابتدا تا امروز دنبال کنیم با سیری پیوسته و اقداماتی مشخص مواجه می‌شویم که از زمان بعثت پیامبر اسلام رنگ و بویی آشکارتر به خود گرفته، صف‌بندی مشخص‌تری یافته است و تمام تلاش خود را برای حذف متخصص معصوم از جامعۀ اسلامی به کار گرفته و در این کار تا حذف 13 متخصص معصوم پیش رفته است. سه حربۀ ترور، نفوذ و ایجاد موانع دستاویز شیطان در این جنگ دنباله دار بوده است که ردپای آن را می‌توان در طول تاریخ به راحتی دنبال کرد. این جنگ در روزگار ما به فصل نهایی خود رسیده و لشکر شیطان امروز خود را در بزنگاه تلاش برای حفظ بقا حتی به قدر یک سال و یک روز می‌بینند و این دست و پا زدن‌ها در به نهایت رساندن جنایت و عریان کردن خوی وحشی‌گری از همین تلاش برای حفظ موجودیت و بقا سرچشمه می‌گیرد؛ زیرا با ظهور آخرین ذخیرۀ خدا زمان سلطنت طاغوت هم به پایان خواهد رسید.

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

صوت و ویدئو:

منابع:

3. مقایسه تمدن طبیعت گرایی (غرب) و تمدن انسانی (تمدن تراز در دولت کریمه)

تفاوت میان تمدن‌های گوناگون انسانی، حاصل تفاوت در هر نوع نگاه به انسان و آیندۀ انسان است؛ اگر انسان را تنها در کمالات ۴گانه و پایینی وجود او معنا کنیم و نهایت آرمان و آرزوی‌مان برای انسان تبدیل شدن به دانشمند و یا کسب شهرت، قدرت و زیبایی خیره‌کننده باشد، در نتیجه زندگی انسان را از تولد به دنیا تا مرگ معنا کرده  و با موجودی فانی روبه‌رو خواهیم بود که بزرگ‌ترین آرزویش کسب رفاه، آسایش، شادی و آرامش در محدودۀ عمر محدود دنیایی است.

این نوع نگاه، هر نوع کنش و واکنشی را که تضمین‌کنندۀ امنیت و آرامش فردی است، توجیه می‌کند و نتیجه آن هم دنیای آشفته، ناآرام و بی‌ثبات امروز ماست. انسان‌ها برای کسب لذت و ثروت بیشتر، حاضر به انجام هر کاری بوده و تمامی مرزهای اخلاق و شرف  را پشت سرگذاشته‌اند. جوامع انسانی گرفتار جنگ، فقر، بیماری، افسردگی و هزاران عارضه دیگری هستند که همگی حاصل پوچی عمر انسان است. انسانی که همیشه برای کسب ثروت و رفاه فردی خود، تلاش کرده مرگ را مانند حفره‌ای توخالی روبه‌روی خود می‌بیند که دیر یا زود فرارسیده و حاصل عمر او را خواهد بلعید؛ درحالی‌که انسان فطرت‌گرا مرگ را نه پایانی بر زندگی خود، بلکه سرآغاز زندگی جاویدان دانسته و درنتیجه تمامی کنش‌های زندگی او بر اساس این گزاره متفاوت از انسان طبیعت‌گرا معنا می‌شود.

انسان فطرت گرا جایگاه خدا، امام، انسان و شیطان را به درستی می‌شناسد و از همین رو در برابر سختی‌های زندگی خود را نباخته و به جنگیدن در محدودۀ دین و در برابر شیطان برای کسب صفات خداگونه ادامه می‌دهد. در این جهان بینی دنیا باشگاهی برای تبدیل صفات بالقوه به صفات بالفعل است، خدا مربی این باشگاه، امام قهرمان و االگوی انسان در این میدان و شیطان حریف تمرینی انسان معنا می‌شود. 

انسان فطرت‌گرا حاضر به انجام کاری که حیات جاودان او را به خطر می‌اندازد و با محدودیت روبه‌رو می‌کند، نبوده و تمامی زندگی دنیایی خود را فرصتی برای ساختن زندگی جاویدان آخرت می‌داند؛ زیرا او در انتظار ورود به بهشت است و بهشت را به معنای زمان، مکان و امکانات نامحدودی می‌شناسد که هر فردی باید در همین زندگی دنیا برای خود بسازد و آماده کند؛ پس برای رسیدن به آن تحت تعالیم مربی‌ مجموعه‌ای از دستورالعمل‌ها را به نام دین رعایت می‌کند. تفاوت میان نوع نگاه انسان به خود و سرانجام زندگی در دنیا، تفاوت در رفتار انسان را رقم زده و تفاوت در اجتماع انسان‌های مومن و انسان‌های پوچ‌گرا هم از همین تفاوت حاصل می‌شود.  

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

منابع:

4. شناخت مسیر حرکت تاریخ از خلقت انسان تا ظهور امام مهدی علیه السلام

انسان فطرت‌گرا یا به تعبیر دیگری انسان مومن رشد انسانی در سایهٔ مربی را نه‌تنها برای خود می‌خواهد که آرزوی او برای تمامی مردم دنیا هم رسیدن به بالاترین حد کمال است. انسان مومن جهان را بدون مربی و متخصص معصوم پوچ، بی‌هدف و ناقص می‌بیند و درنتیجه برای کامل شدن جهان، ظهور مربی معصوم، نجات مردم از بی‌معنایی و استکبار و رشد در سایه مربی تمامی تلاش خود را به‌کار می‌گیرد. غلبه دین حق بر تمام ادیان و بر تمام نحله‌های فکری باطل آرزوی انسان مومن است و او به فرارسیدن این آینده روشن که در آن حکومت توام طواغیت و مستکبران به سر آمده و زمین به مستضعفین به ارث رسیده است، باور دارد. باور به این آینده روشن جز با حرکت به سمت نقش‌آفرینی در آن معنا نمی‌شود. مومن برای تحقق وعده خدا و استقرار دین حق تلاش کرده و سعی می‌کند تنها موانع ظهور امام را که حکومت‌های مستکبر تاریخ به فرماندهی شیطان هستند، ریشه‌کن کند‌. 

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

ویدئوها:

منابع:

دسته دوم: برقراری رابطه شخصی میان خود و امام

1. آموزش مراقبت در سبک زندگی در تمام بخش‌های پنج‌گانه وجودی برای حفاظت از خود و اطرافیان در فتنه ها و آسیب‌های آخرالزمانی

برای تحقق این وعده بیش از هر چیز باقی ماندن در مسیر حق است که اهمیت دارد. این حرکت بر مدار دین الهی و صراط مستقیم، همان چیزی است که آغازکننده دشمنی تمام شیاطین علیه انسان است. انسانی که بر صراط مستقیم حق‌خواهی و حق‌شناسی قرار می‌گیرد، به دشمنی با شیاطین برخواسته و درنتیجه دشمنی آنان را هم به خود جذب می‌کند؛ درنتیجه آموختن شیوه‌های مراقبت از خود برای استقرار بر صراط الهی و حفظ خود در برابر دشمنی شیاطین، بسیار حائز اهمیت است. دنیا باشگاهی برای شدن و کسب صفات انسانی است و مربی باشگاه برای تمرین و پرورش متربی خود ناگزیر است او را در میدان تعارضات گوناگون قرار دهد تا متربی بتواند با حفظ خود بر صراط مستقیم، مقابله با تعارض و حفظ تعادل وجودی خود رشد کرده، به شباهت با مربی دست پیدا کند؛ اگر در فهم دلیل تعارضات دنیا به اشتباه دچار نشده و ماهیت باشگاهی دنیا را ادراک کنیم، در حفظ تعادل وجود خود و شناخت دشمنان خود به اشتباه دچار نشده و درنتیجه قادریم بر صراط مستقیم ایمان به‌درستی حرکت کنیم. 

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

ویدئوها:

منابع:

2. مقایسه وقایع تاریخ در زندگی اصحاب اهل بیت علیهم السلام با تمرکز بر دو فاکتور «معیّت» و «غربال»

در تاریخ ۲۵۰ ساله زندگی اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در زمین همواره شاهد صحنه‌های گوناگون امتحان، آزمایش و فتنه بوده‌ایم. فتنه‌هایی که مانند غربالی در میان اصحاب و یاران وفادار ائمه به چرخش درآمده و بسیاری را از دائره محبت و مودت خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام خارج کرده‌اند. این فتنه‌ها و آزمایش‌ها آینۀ زمان ما و امتحان‌های ما در برابر امام معصوم خودمان هستند و با شناخت و آشنایی با این امتحانات و درک درست ماهیت آنها، فهم صحیح موضوع امتحان و تمرین، تکرار و تلقین حقیقت موجود در پشت قصه آن‌ها می‌توانیم از خودمان در برابر حوادث مشابه و فتنه‌هایی که گریبان امت امام آخرالزمان را به حق خواهد گرفت، حفظ کنیم.

حقانیت و لزوم رخ دادن این فتنه‌ها و آزمایش‌ها از این جهت است که دو شرط اساسی ظهور امام زمان علیه‌السلام محقق شده و جامعه از آسیب منافقین و مستکبرین پاک شود؛ زیرا همدلی و وفاداری لازم در میان امت که لازمه ظهور است، جز با تفکیک صف مومنان واقعی حضرت از صف مستکبرین و منافقین حاصل نمی‌شود. مستکبرین و اهالی جبهه کفر داغ و نشان جبهۀ خود را به پیشانی اعمال، گفتار و رفتارشان دارند اما منافقین داخلی و خارجی جز با پالوده شدن در غربال فتنه‌ها مشخص نشده و صف آنان از صف مومنان جدا نخواهد شد. 

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

صوت:

ویدئوها:

منابع:

دسته سوم: ایجاد طلب نسبت به امام

1. تمرکز بر قوانین زیست در دولت کریمه و ایجاد رغبت به جهان بعد از ظهور

از سوی دیگر افراد خاکستری و توده بی‌نام و نشان اجتماع انسان‌ها باید صف و مرز مشخص خود را پیدا کرده؛ یا در صف حق و یا در صف باطل قرار بگیرند. برای کمک به این بی‌باوران برای پیوستن به صف حق باید بتوانیم رغبت و میل کافی در آنان نسبت به دولت کریمه موعود ایجاد کنیم. این کار از دو شیوه ممکن است. نخست نشان دادن عریان کردن و نمایاندن کامل چهره جبهه باطل و ذات پلیدی که پشت پرده جهل، خودنمایی و فریب پنهان شده است که به یاری خدا پس از طوفان الأقصی نمونه کاملی از این پرده‌برداری را مشاهده کردیم و پس از آن نمایاندن و معرفی درست چهرۀ دولت کریمه موعود.

جهان پس از ظهور جهان صلح، امنیت، برابری، آزادی، برادری، شادی، آرامش و عشق استغ اگر انسان این جهان سراسر امنیت را به‌درستی بشناسد، قطعا به‌سمت آن متمایل خواهد شد و برای تحقق آن و گسترش باورمندی به آن تلاش خواهد کرد. 

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

منابع:

2. تمرکز بر ویژگی‌های دولتمردان دولت کریمه

معرفی قهرمانان، آزادمردان و دولتمردان دولت کریمه به‌عنوان قهرمانان آینده تاریخ و انسان‌های وارسته‌ای که دولت کریمه امام عصر علیه‌السلام بر شانه‌های ایمان آنان استوار خواهد شد هم یکی دیگر از جاذبه‌های شناخت دولت کریمه است. هم از این جهت که رویای زیست در چنین تمدنی را رنگی واقع‌گرایانه می‌بخشد و هم از این منظر که شباهت به این دولتمردان و کسب ویژگی‌های آنان را برای حضور در صف ایشان برای همگان ممکن می‌کند.

دولت کریمه امام زمان دولت تقواست و هر که متقی‌تر باشد، از جایگاه بالاتر و نزدیک‌تری نسبت به امام بهره‌مند خواهد شد؛ در واقع هرکه به امام شبیه تر باشد به او نزدیکتر است. برای رسیدن به این جایگاه باید پیش از تحقق ظهور و تشکیل این دولت اقدام کرد؛ پس شناخت ویژگی‌های دولتمردان دولت کریمه راهی برای ملحق شدن به آنان و نقش‌آفرینی بسیار جدی‌تر در حکومت صالحان است. 

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

ویدئوها:

منابع:

3. معرفی سبک زندگی تراز و اولویتهای ارزشیِ دولت کریمه و ایجاد آمادگی برای زندگی در آینده حتمی و نزدیک جهان

در قرآن و بسیاری از روایات آمده است که ایمان پس از ظهور بی‌فایده است و برای زیستن در دولت کریمه باید بیش از استقرار آن برای ملحق شدن به آن کوشید. دلت کریمه دولت حاکمیت بخش انسانی وجود بر سایر بخش‌هاست و قوانین زیستن در آن با قوانین اجتماعی‌ای که برای اجتماع خود نوشته و ساخته‌ایم، بسیار متفاوت است؛ درنتیجه باید خودمان را از قید و بند زندگی حیوانی امروز رها کرده و با حدود زندگی در دولت کریمه امام آشنا شویم تا بتوانیم خود را برای زیستن در آن بنای انسانی آماده کنیم.

تغییر باورها و قرارگیری در بستر دولت کریمه به یکباره ممکن نخواهد شد و اگر این آمادگی، آشنایی و شناخت پیش از ظهور برای ما اتفاق نیفتاده باشد پس از ظهور هم به آسانی ممکن نخواهد شد؛ پس شناخت اولویت‌های ارزشی دولت کریمه یکی دیگر از ضرورت‌های زندگی امروز ماست؛ زیرا این آینده حتمی، قطعی و بسیار نزدیک است. 

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

ویدئوها:

منابع:

دسته چهارم: نقش آفرینی در جریان ظهور امام

1. تمرکز بر حوادث آخرالزمان و تبیین نقش محور مقاومت به ویژه ایران در برپایی تمدن نوین اسلامی

تشکیل دولت کریمه امام زمان پس از تحقق دو شرط همدلی و وفاداری محقق خواهد شد؛ پس تمرکز بر قواعد ظهور بسیار مهم‌تر از تمرکز بر علائم ظهور است. وفاداری به‌معنای حفظ امنیت امام پس از ظهور ایشان است؛ زیرا یاران هیچ‌یک از ائمه قادر به حفظ امنیت جانی امام خود نبوده و تمامی ذخایر الهی پیش از امام زمان علیه‌السلام به شهادت رسیده‌اند‌.

مساله بعدی ایجاد همدلی و مودت نسبت به امام علیه‌السلام است؛ یعنی ایجاد شرایطی که امکان تشکیل حکومت برای امام وجود داشته باشد و امام سرباز و یاران کافی برای قیام و برای حکومت‌سازی در اختیار داشته باشد؛ زیرا وراثت زمین نیازمند از بین بردن حاکمان و وارثان کنونی آن است و این امر جز با در اختیار داشتن سپاه و لشکری آماده ممکن نیست. لشکری که ظهور طلیعۀ آن را در جبهه مقاومت مشاهده می‌کنیم. ایران با انقلاب اسلامی موفق شد دو شرط اساسی ظهور را تحقق بخشیده و وفاداری و همدلی را به عینه نمایان کند. از برکات انقلاب اسلامی ایران تشکیل و تقویت جبهه مقاومت است که تنها قدرت جهان در برابر قدرت‌های پوشالی و استکباری صهیونیست، گلوبالیست و مکاتب پوچ فکری است.

جبهۀ مقاومت همان ارتش مسلح و آماده‌ای است که ظهور را محقق خواهد کرد و امروز هم مقاومت اسلامی نمایش اقتدار، عزت، استقامت و پیروزی در سایه باور به توحید و تکیه و توکل بر خداست. دنبال کردن اخبار جبهه مقاومت به‌خوبی نشان می‌دهد که قواعد ظهور در این جبهه و جغرافیا جامۀ عمل پوشیده و از همین منظر است که اندیشمندان اسلامی معتقدند ظهور نزدیک است؛ زیرا قواعد ظهور محقق شده و جامعه اسلامی با حفظ جان دو ولی‌فقیه در ایران اسلامی به مدت 47 سال و تشکیل لشکری آماده که به هیچ قدرت استکباری وابسته نیست نشان داده که برای استقرار ستون‌های دولت کریمه آماده است. 

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

صوت:

ویدئوها:

منابع:

2. افزایش سطح بصیرت مردم در مقایسه وقایع تاریخی در برخورد با فتنه های آن عصر با فتنه‌های آخرالزمان و نقش‌آفرینی صحیح مردم در فتنه‌ها

اینک زمان آن رسیده است که با تمرکز به اخبار، حوادث و اتفاقات آخرالزمان، صف مشخص حق را به‌درستی شناخته و خود را برای حضور در آن حفظ کنیم؛ زیرا اتفاقات، امتحانات و غربال‌های آخرالزمان بسیار سخت و پیچیده است و جامعه مسلمین اگر به بصیرت شناخت فتنه‌ها مجهز نباشند، بار دیگر مانند صدر اسلام شکست خورده و از نعمت حضور متخصص معصوم بر تارک اجتماع جهانی محروم خواهند شد؛ پس شناخت قوانین و قواعد تاریخ برای عبور از فتنه‌های آخرالزمانی نه‌تنها لازم که واجب است؛ زیرا افزایش بصیرت تنها کلیدی‌ست که در کنار توکل و توسل می‌تواند کشتی اجتماع ما را از دل گرداب غربال‌های آخرالزمان عبور داده و به ساحل امن ظهور برساند.

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

صوت و ویدئو:

منابع:

3. تبیین نقش دعا و استغاثه در رفع موانع ظهور و بلایای آخرالزمان

گفتیم که حد انسان را عشق و آرزوی انسان مشخص می‌کند و قرآن برای انسان سه عشق معرفی کرده است که باید در رأس تمام آرزوها و خواسته‌های انسان قرار بگیرند. عشق به الله، عشق به اهل بیت علیهم‌السلام و عشق به جهاد در راه خدا. این سه عشق از یکدیگر جدا نبوده و درواقع یک عشق واحد هستند؛ زیرا عشق به اهل بیت علیهم‌السلام که مظهر کامل الله هستند، همان عشق به خدا و خدایی شدن است و عشق به جهاد همان عشق به حاکمیت معصوم و امکان رشد انسانی و کسب شباهت به خداست.

پس درواقع عشق به اهل بیت علیهم‌السلام و عشق به جهاد در راه خدا، عشقی برای استقرار حاکمیت متخصص معصوم برزمین و ایجاد امکان شباهت به خداوند برای تمامی انسان‌هاست. پس روح جهاد و عشق به جهاد شرط بزرگ انسانیت است و اگر در قلب ما نتپد، هنوز به وادی انسانیت قدم نگذاشته‌ایم. عشق به جهاد همان عشق به قیام و خونخواهی امام و خونخواهی خود و تلاش برای باز پس گرفتن بزرگ‌ترین حق انسانی تمامی مردم جهان است؛ درنتیجه روح جهاد و روح طلب خیر برای تمام مردم جهان شرط آزادگی و انسانیت ماست و جز با طلب ظهور و تلاش برای تحقق آن، سهمی در ساخت آینده که از نشانه‌های دینداری بوده، نخواهیم داشت.

نقش ما در تشکیل دولت کریمه جز با جهاد و تلاش برای تشکیل آن محقق نمی‌شود و این جهاد هم بدون طلب تشکیل دولت کریمه و فهم لزوم تشکیل آن در وجود ما شکل نخواهد گرفت؛ پس نقشۀ تولد انسانی ما از مسیر معرفت به وجود خود، شناخت امام به‌عنوان تنها مربی کمال انسانی، میل به ظهور امام و تلاش برای تحقق ظهور می‌گذرد.

استغاثه و طلب ظهور و دعا برای ظهور، اولین و ساده‌ترین کاری‌ست که برای تمام ما ممکن است. کاری به ظاهر آسان و کوچک که جز با پیمودن مسیر شناخت خود و شناخت امام ممکن نیست و اثراتی بزرگ در روح ما و آینده جهان خواهد داشت. اثراتی به قدرت و بزرگی تپیدن نبض انسانی‌ در کالبد هستی.

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

ویدئوها:

منابع:

4. دعوت مردم به مشارکت در تامین نیازهای یکدیگر (همدلی) و افزایش روح شکرگزاری (وفاداری) نسبت به محبتهای دیگران که از لوازم ورود به دولت کریمه می‎‌‌باشد.

انسانی که به طلب امام و استغاثه برای ظهور امام رسیده باشد، در این مرتبه متوقف نشده و به تلاش برای ظهور مبتلا خواهد شد. مانند عزیز گم‌کرده‌ای که شهر به شهر و خانه به خانه در جستجوی عزیز خود است و از کوبیدن هیچ دری واهمه و شرمی ندارد، به تکاپو برای شناساندن امام و شناساندن حقیقت وجود انسانی برای همگان خواهد رفت و این تلاش را نه از سر عادت، بلکه از سر عشق و وظیفه انسانی خود خواهد دید. عشق به امام، عشق به تحقق دولت کریمۀ موعود، عشق به تشکیل دولت کریمه و زیستن در جغرافیای موعود حکومت صالحان، موتور محرک قلب و جان این فرد بوده و او را به دعوت دیگران برای مبتلا شدن به همدلی با یکدیگر و وفاداری به امام می‌کشاند.

چرا که مشخص شده ظهور امام به‌عنوان حاکم جامعه لازمۀ رسیدن به هدف خلقت و اصل وجود خداست و او در طلب نفس کشیدن در جامعه مهندسی شده توسط امام به ظهور امام در درون خود خواهد رسید؛ زیرا «انَّما الاَعمالُ بِالنِیّات» و کسی که تمام زندگی‌اش تلاش برای دعوت دیگران به همدلی و وفاداری برای ظهور امام تبدیل شده، امام را و دولت کریمه امام را در قلب و جان خود حاضر کرده است و زندگی او گرچه پیش از تشکیل حکومت صالحان زیستن در دولت کریمه است و مرگ او گرچه پیش از ظهور شهادت در رکاب امام محسوب می‌شود.

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

ویدئوها:

منابع:

5. تبیین نقشه راه تولیدات محتوایی، مدیایی، هنری و ... برای فعالان فرهنگی

تلاش ما برای تبیین مسیر استغاثه، چرایی استغاثه، لزوم استغاثه و اهمیت استغاثه برای امام زمان علیه‌السلام تلاش برای تبین ساختار وجود انسان، دین اسلام و نقش هر یک از ما در تحقق حاکمیت انسانی بر زمین برای رسیدن به باطن انسانی بوده. این مسیر ساده و فطری مسیری است که سعی کرده‌ایم در تولیدات هنری، پژوهشی گوناگون به‌قدر وسع خود تهیه کرده و دراختیار خطیبان، مبلغان، فعالان رسانه، فعالان فرهنگی و علاقمندان قرار دهیم که در قسمت انتهایی این فهرست می‌توانید به آن دسترسی داشته باشید.

برای مطالعه و بررسی بیشتر مطالب عنوان شده در سرفصل او می‌توانید از منابع محتوایی معرفی شده استفاده کنید:

کارگاه‌ها برای مطالعۀ عمیق:

صوت:

منابع: